راز
شب های خاکستری پیداست
پشتِ مدادی که کشیده ای
و سایه ای که انداخته ای!
این همه راه را نیامده ام
تا پرت کنم حواسم را
در اعماق فنجانی
که دنیا کوچک است عزیزمن
و خطوط کف دست تو
می رسد به نقشه ی دزدان دریایی
که می خواستند جهان را بین خودشان تقسیم کنند!
ازتو همین موهای پریشان می ماند
و بطری نامه بری
که اسم رمزش
نام کوچک توست!
دنیا جزیره ی کوچکی بود
که ازسه طرف به تو ختم می شد!
حالا هرصبح با صورت پف کرده
جلوی آینه
دنیا را شبیه زنی بکش
که نام کوچکش«زهره»بود!
شاید حواس کسی پرت شود
و بیفتد در اعماق زنی
که دنیا را آب می بَرَد
وخطوط کف دست تو
هرگز تکرار نمی شود
حتی اگردزدان دریایی
نام کوچکت را از بَرکرده باشند.
امین احراری
۸۷/۹/۱۰
تاملی بردفترشمس لنگرودی«ملاح خیابان ها» در وازنا
http://www.vazna.com/article.aspx?id=1895
به سایت رسمی شاپورجورکش سربزنید.
نام:امین