مزه
چشمان پف کرده ی صبح را که بازکنی
انعکاس خورشید روی گونه هایت پیداست!
نَم نَمَک تا صبح ِتو پیش می روم
خسته ازتنم در می روی!
دنیا
خماری شب های نیامده است
مزه ی روزهای مانده
والکلی
که تَن به تَن
درتَنم می جوشد!
زبانم نمی چرخد
که لبان تو بیش ازاین هاست!
مزه ی روزهای من باش
تلخی شبانه ازسرم بِپَرَد
خراب تر ازمن
دنیا
دور سرم می چرخد!
امین احراری
۸۷/۱۰/۲۰
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی ۱۳۸۷ ساعت 11:44 توسط امین احراری
|
نام:امین