ظرف ها را که می شویم

یاد پدر مجردم می افتم


آشپزی که نمی کنم

ماتیک که نمی کشم

لبهایم که بسته است

یاد مونا می افتم

و گربه ای که به خواب هایم چنگ می زند


امین احراری

89/9/14