قرص ها روزم را دو نیم کرده اند
دردهایم تزئینی شده اند
با قلب کوکی به خواب می روم
دخترم پای چپم را به رختخواب می بَرَد
و زنم با نیمه های لبم بازی می کند
قرص ها روزم را دو نیم کرده اند
پزشکان چشم های پلاستیکی ام را درآورده
و جای آن سبزه کاشته اند
قرص های زرد و قرمز و آبی را
در جام بلورین ریخته ام
و ماهی ها
درونم می رقصند
پزشکان با دردهای من بزرگ می شوند
پلک چپم مدام می زند
وسال هاست
با آخرین ستاره ی چشمک زن
قرار قبلی دارم
صفحه ی سبزمانیتور
فشارتخت
همه چیز درحال کنترل است
پرده را کنار می زنم
و درخواب پرستار
به راه می افتم
1390/1/1
+ نوشته شده در سه شنبه دوم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 11:44 توسط امین احراری
|
نام:امین