من قاتلی بالفطره ام!

می کشم تا زنده بمانم!

درمن هیروشیما و ناکازکی هرشب هزاران بار به انفجارمی رسد

 تا حقوق سازمان ملل دست نخورده باقی بماند!

 

من تروریستی چند منظوره ام!

شب را به خواب می برم

 وخورشید را درذرات خانه های هسته ای محبوس می کنم

تاحقوق بشردرسازمان ملل حمایت  شده باقی بماند!

 

گلوله حقوق بشررا می شناسد

وحق من ازبشرشلیک شش میلیارد گل سرخ  بر پیشانی زخمی جنگ بود

وتو بودی

وعشق بود

و آتش بازیهای عاشقانه بود!

 

صدای خمپاره های شادی، دیرزمانیست به گوش نمی رسد!

 و گلوله ها ، چه بی رحمانه، اشک را بین ما تقسیم می کنند!

 

گلوله اشک نیست که برچشم بنشیند

گلوله رابایدزندگی کردومنفجرشد!

 

عملیاتی به رنگ خون

به سرخی چشمهای کبوتران داغدیده

به سپیدی یاسهای پرپر

به سبزی نخلهای آتشین

کبوتری سرخ، سپید، سبز،پرمی زند!

کودکی به انفجارمی رسد

مادری یتیم می شود

سازمان حمایت ازگلوله حقوق مادران را نمی شناسند.

 

                                                                                   (امین احراری)