به رویای پرنده ها
به رویای پرنده ها راهمان نمی دهند
همین مختصرکه تو درمن اوج می گیری
ومن که ازکف دستانت جرعه ای می نوشم
بس مان است!
دنیا
ازرنج ما چه عایدش می شود؟!
نیمه شبی از این همه شبهای بی چراغ
دلهامان را برشاخه ای می آویزیم
تا باد
غمهایش را ببرد.
به رویای پرنده ها کاری نداشته باش
فعلا
به دنبال چند واژه ی روشن باش
وجرعه ای که ازکف دستانت می نوشم!
به دنیا هم لازم نیست چیزی بگوئیم
اومی تواند روی مهربانی و بخشش ما حساب کند.
(حافظ موسوی)
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم تیر ۱۳۸۶ ساعت 11:25 توسط امین احراری
|
نام:امین