زنگ تفریح
سرم را تکان می دهم
و تو را تاب می دهم درطناب بازی
اسباب بازی!
سرت را تکان می دهی
ومرا تاب می خوری در طناب بازی
اسباب بازی!
پیش ازاینها خورده بودند تاب
و تاب خورده بودند
و رسیده بودند به جنگلی
که تو النگوهایت صدا دارد
که من صدای النگوهایت را دوست دارم
که تو النگوهایت با ریتم دو دو می زند
که من با ریتم دو دو کوک می شوم!
خیال می بافم
وتورا کوک می خورم روی لبهایت
که تو لبهایت حرف ندارد
که تو لبهایت حرف می زند
که من زنگ تفریح لبانت را دوست دارم.
(امین احراری )
21/7/86
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۸۶ ساعت 8:34 توسط امین احراری
|
نام:امین