پیاده رو ها
۱
بلوغ زود رسی دارد خیابان
قد کشیده اند سروهای این کوچه
خانه ها را کنار هم می چینم
یک حرف ازتو کم می آورم!
۲
نیمی ازصورتم را باد برده
نیم دیگر شطرنجی کوچه هاست
بهار با یقه ی باز از راه می رسد
خانه ی ما گرم می شود!
۳
بنشین کنار برگ های پاییزی
پیاده رو ها
نقاشی می کنند زندگی را
ومن زندگی می کنم
در پیاده روها !
۴
کوتاه تراز دست های من
آستین توست
باید دوباره بچینم
خانه ها ی پیراهنت را !
۵
دوستم داشته باش
تا به سراغت بیایم
در نزدیکی پیاده روها !
۶
دارد شکل می گیرد زندگی
در انحنای دو فنجان قهو ه ی گرم !
۷
پاییز تا یقه ی پیراهنت
یک فصل کم می آورد!
امین احراری
۸۷/۷/۲۵
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۸۷ ساعت 15:3 توسط امین احراری
|
نام:امین